تبلیغات
اعتقادی و مذهبی

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 25 خرداد 1394
http://s5.picofile.com/file/8159061450/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1_%D8%AE%D8%AF%D8%A7.gif

چون نور که از مهر جدا هست و جدا نیست

عالم همه آیات خدا هست و خدا نیست

هرجا نگری جلوه گه شاهد غیب است

اورا نتوان گفت کجاهست و کجا نیست


شعر از: عراقی



ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 آذر 1397
گر رسد دستم به گیسویش چنان نازش کنم
عقده های دل یکایک گویم و بازش کنم

چشم در چشمش بدوزم دست در دستان او
برسر سفره ی عمر خویش مهمانش کنم

لعل لبهایش دوای سالها درد من است
گر خدا قسمت کند تا غنچه لب وا کند



ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 12 آذر 1397
 شبهای تنهایی و سرد خزان شکننده است. اما از آن شکننده تر فراق و دوری بهترین آرزو و بهانه ی زندگی است. و شکننده تر از همه تلخی برخورد سرد در هوای سرد خزانی است که بی شک خزانی ام نموده است. کنار پنجره نگاهم به برگهای زرد درخت باغچه حیات خانه است که یکی پس از دیگری سقوط می کنند آری بهار عمر من هم کم کم به خزان گرایش دارد. شکوه از کسی ندارم و خدای را سپاس گزارم که مرا عاشق و شیدای او قرار داده است. 

مهتاب پشت ابر نهان شد چه چاره ای
پژمرد گل چو خزان چه چاره ای 

سرد است فصل خزان، دوستان! چه کنم؟!
درد است و عشق یار، عزیزان! چه چاره ای؟!


ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 6 آذر 1397

دعاهای خیرم مدام بدرقه راهت بود و هست و خواهد بود. وقتی دلتنگت می شوم خاطرات با تو بودن را مرور می كنم و قطعه موسیقی ارسالی شما را می شنوم. گفتی دلتنگم شدی!! عجیب نیست چون می دانستم. من هرگز شما را ملامت نكرده ام و نمی كنم؛ زیرا آنكه سزاوار ملامت است منم چون موجب پریشان حالی شما شدم . گفتی فراموشت كنم!! نمی توانم و در اختیار خودم نیست.. گفتی نفرینم نكن!! خیلی بی انصافی كردی آیا دعاهای من در حق شما نفرین است؟!! به جای آیه یأس فكری اساسی كن. آیا صداقت و درستی من بعد ... سال برایت محرز نشده است؟! بیا تا باهم شعر زندگی بسراییم و موسیقی آن را بنوازیم.

 حكایت دل پژمرده ام چو مجنون است
 یقین كه لیلی ام زین قصه دلخون است

هزارسال نشینم در انتظار مهتابم
تا آن زمان كه مرگ كند جسم ناتوان خاكم

مأیوس ز وصل تو هرگز نمی شوم هرگز
مگر كه گور شود جاه و هم اجل تقدیر

نفرین و لعن همقرین دعا نمی گردد
وفا و عشق ز جانم جدا نمی گردد

هردم دعای خیر برایت هدیه ام باشد
باز آ كه درد فراقت بلیه ام باشد





ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 4 آذر 1397


پیامبر اكرم

پیغمبر اكرم حضرت محمّد بن عبداللَّه صلى الله علیه و آله كه نبوت به او پایان یافت، در سال 570 بعد از میلاد متولد شد؛ در چهل سالگى به نبوت مبعوث گشت؛ سیزده سال در مكه مردم را به اسلام دعوت كرد و سختیها و مشكلات فراوان متحمل شد و در این مدت گروهى زبده تربیت كرد و پس از آن به مدینه مهاجرت نمود و آنجا را مركز قرار داد.

ده سال در مدینه آزادانه دعوت و تبلیغ نمود و با سركشان عرب نبرد كرد و همه را مقهور ساخت. پس از ده سال همه جزیرةالعرب مسلمان شدند. آیات كریمه قرآن تدریجاً در مدت بیست و سه سال بر آن حضرت نازل شد. مسلمین شیفتگى عجیبى نسبت به قرآن و هم نسبت به شخصیت رسول اكرم نشان میدادند. رسول اكرم در سال یازدهم هجرى، یعنى یازدهمین سال هجرت از مكه به مدینه، كه بیست و سومین سال پیامبرى او و شصت و سومین سال از عمرش بود درگذشت در حالى كه جامعه‏اى نوبنیاد و مملوّ از نشاط روحى و مؤمن به یك ایدئولوژى سازنده كه احساس مسئولیت جهانى مى ‏كرد تأسیس كرده و باقى گذاشته بود.

آنچه به این جامعه نوبنیاد، روح و وحدت و نشاط داده بود دو چیز بود: قرآن كریم كه همواره تلاوت مى ‏شد و الهام مى ‏بخشید، و دیگر شخصیت عظیم و نافذ رسول اكرم كه خاطرها را به خود مشغول و شیفته نگه مى‏داشت. اكنون درباره شخصیت رسول اكرم اندكى بحث مى ‏كنیم:                                                                                                  

دوران كودكى‏                                                                            

هنوز در رحم مادر بود كه پدرش در سفر بازرگانى شام در مدینه درگذشت. جدّش عبدالمطّلب كفالت او را بر عهده گرفت. از كودكى آثار عظمت و فوق‏العادگى از چهره و رفتار و گفتارش پیدا بود. عبدالمطلب به فراست دریافته بود نوه‏اش آینده‏اى درخشان دارد.

هشت ساله بود كه جدش عبدالمطلب درگذشت و طبق وصیت او ابوطالب عموى بزرگش عهده‏دار كفالت او شد. ابوطالب نیز از رفتار عجیب این كودك كه با سایر كودكان شباهت نداشت در شگفت مى ‏ماند.

هرگز دیده نشد مانند كودكان همسالش نسبت به غذا حرص و علاقه نشان بدهد؛ به غذاى اندك اكتفا مى‏ كرد و از زیاده‏روى امتناع مى ‏ورزید. برخلاف كودكان همسالش و برخلاف عادت و تربیت آن روز، موهاى خویش را مرتب مى‏كرد و سر و صورت خود را تمیز نگه مى ‏داشت.

ابوطالب روزى از او خواست كه در حضور او جامه ‏هایش را بكند و به بستر رود. او این دستور را با كراهت تلقى كرد و چون نمى‏ خواست از دستور عموى خویش تمرّد كند به عمو گفت: روى خویش را برگردان تا بتوانم جامه‏ام را بكنم.

ابوطالب از این سخن كودك در شگفت شد، زیرا در عرب آن روز حتى مردان بزرگ از عریان كردن همه قسمتهاى بدن خود احتراز نداشتند. ابوطالب میگوید:

من هرگز از او دروغ نشنیدم، كار ناشایسته و خنده بیجا ندیدم، به بازیهاى بچه‏ ها رغبت نمی‏كرد، تنهایى و خلوت را دوست می‏داشت و در همه حال متواضع بود.

 



ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 4 آذر 1397
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست 
در لاله زار گل بروید و در شوره زار خس
 میلاد پیامبر رحمت ،آخرین سفیر الهی حضرت محمد ص  و امام جعفرصادق علیه السلام  را برای همه مسلمانان جهان تبریک می گویم و ارخدای بزرگ توفیق اقتدا به سیره آن پیشوایان راستین بشریت  را مسئلت دارم.و به دوستان خوبم سلام و درود می فرستم مخصوصا آنان که همواره بیاد این حقیر دل شکسته ای خویش بوده و هستند و برای شان بهترین ها را آرزو می کنم باشد که همیشه سبز و سربلند باشید.   


ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 3 مرداد 1397
  آرزو دارم چو من عاشق شوی 
  مست درد عشق بی منطق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را 
 تلخیی برخوردهای سرد را

می رسد روزی که تنها لحظه ها را سرکنی
 می رسد روزی مرگ عاشقت باور کنی 

 می رسد روزی که شبها در کنار عکس من 
نامه های کهنه ام  را موبمو ازبرکنی


ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 20 تیر 1397
 حسن یارم همچو یک مه پاره ای است
 وه که او یکدانه ای دردانه ای است

 گل نوازش کردن از مردانگی است
 سنگ زدن برشاخ گل دیوانگی است

دل سپردن برکسی را جرم نیست
 حکم قتل عاشق از بیچارگی است

 زلف شبرنگ تو مجنونم نمود
 دل تهی از عشق چون ویرانه ای است


ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : شنبه 16 تیر 1397
 دوستان خوب و نازنینم سلام 
مدتی است نتونستم مطلب بذارم عذر تقصیر دارم سعی می کنم از این به بعد مطلب بذارم و یا شعر دلتنگی ام را بسرایم. 


ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 7 خرداد 1397
 یکسال از غروب خورشید خانه ام گذشت و هرگز باورم نمی شود که دیگر دستان پرمهر و نوازشگر پدر را برسر نداشته باشم اما واقعیت این است که دیگر سایه پدر مهربان را برسرندارم. 
آری او باکمال ناباوری رخ در نقاب خاک کشید و به سرای ابدی پیوست اما هیچگاه و هرگز غم و اندوه فقدانش از نهانخانه دل، نخواهد رفت روحش شاد و یادش جاویدان باد. 


ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1 خرداد 1397
در دین اسلام  حفظ و بقای جامعه و انسان در امور دنیایی با تقوا پیوند خورده است اگر 
پرهیزگار باشند از لحاظ مادی هم در رفاه و آسایش و امنیت بسر خواهند برد؛ خداوند در قرآن کریم 
می فرماید: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا
فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ ۹6 )و اگر مردم آن شهرها که به عذاب گرفتار شدند، ایمان آورده و تقوا
پیشه کرده بودند، به یقین از آسمان و زمین برکت هایى بر آنان مى گشودیم، ولى پیامبران و آیات ما
را دروغ انگاشتند، ما نیز آنان را به عذابى که نمود گناهانشان بود گرفتار ساختیم. بنابر این آیه و آیات 
دیگر قرآنی و روایات برکت ها و خوبی های زندگی دنیایی هم در سایه تقوا و پرهیزگاری است . اگر 
کارگزاران حکومتها با تقوا باشند خداوند هم برکاتش را شامل حال آنها خواهد نمود. و تقوا هم در 
سایه ی اطاعت و پیروی از دستورات خداوند و پیامبرش و جانشینان برحق اش بدست می آید اطیعوا 
اهلل و رسوله..


ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 24 اردیبهشت 1397
  قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ایها الناس قد اقبل الیکم شهرالله بالبرکه و الرحمه و المغفره انفاسکم فیه تسبیح و نومکم فیه عباده و طاعاتکم فیه مقبوله و دعائکم فیه مستجاب و....
 در آستانه ماه دعا و عبادت و ماه پربرکت رمضان قرار داریم باشد که خدای سبحان توفیق روزه داری و عبادت بما عطافرماید و ازفیوضات شب های قدر بهرمند گرداند و بهترین ها را برای مقدر فرماید. خدایا مارا مورد الطاف بی پایان خویش قرار ده و کاسه گدایی مارا از رحمت واسعه و نعمت های وافره خود لبریز گردان.
 برکت در ارزاق ما عطا و روزی ما را از حلال روز افزون فرما و لذت دعا و نیایش را بما کرامت فرما. خدایا حلاوت و شیرین بازگشت به سویی خودت را بما بچشان. 
  


ارسال توسط اسحاق علی مطهری

جشن نوروز، جشن رستاخیز طبیعت، تجدید زندگی و مایه نشاط و پویایی و شادابی است شاعران به عید، بهار و طبیعت توجه ویژه‌ای داشته‌اند. از آغاز شعر پارسی شاعرانی هم چون رودکی، منوچهری و ... به طبیعت نگاهی هنری افکنده‌اند و تصاویر زیبایی از فصل بهار در شعر آن‌ها انعکاس یافته است. حتی شاعر عارفی هم چون مولانا که بیشتر در عوالم روحانی خود مستغرق بود در غزلی خود را به عید نو شبیه می‌کند که آمده است تا قفل زندان را بشکند و همه جهان و جهانیان را از غم آزاد سازد. 
باز آمدم چو عید نو تا قفل زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم.
در ولوله و شادی فرا راه بهار قرار داریم که زمان یک سال دیگردر دفترچه عمر ما خواهد نوشت و سیمای آغازین لحظه نوین سال دیگر حیات خود را در جلوه شگوفه‌های گل و ناله شور انگیز بلبل و پوشیـدن قبای سبزچمـن و ده‌ها شگفتیهـای طبیعت رنگیـن شده بهاری مشاهـده خواهیم 
نمـود 
اگـر بهـار بیایـد ترانه‌ها خواهم خواند
ترانه‌های خوش عاشقانه خواهم خواند
بـه گهـواره آغـوش مـن چو آیی تـو
به گوش خـاطر تو من فسانه‌ها خواهم خـواند
گشـوده لانه عشق و فشانـده دانهء مهـر
تـرا پـرنـدهء غمگین به آشیانه خواهم خواند
باز عالم و آدم و پوسیدگان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار می‌روند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می‌نمایند ـ
جشن فـرخنده فـرودیـن است
روز بازار گـل و نسرین است
و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز‌های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزارها به سبزه و گل‌ها و درختان بشارت می‌دهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه به خود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند ـ
دی شد و بهمـن گذشت فصل بهاران رسید
جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـد
و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته‌های گلاب را با آهنگ موزون تکان می‌دهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل‌های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمن‌ها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ
فروردین است و روز فـرودین
شادی و طـرب را کنـد تلقیـن
ای دو لب تو چو مـی مـرا ده
کان باشـد رسم روز فـرودیـن.
باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زارها راه می‌گشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زارها می‌رویند نوازش می‌دهد و آنگاه آبستن چمن را به نظاره می‌نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می‌شتابد نالهء نی را می‌شنود و وظیفه دار این پیام می‌گردد ـ
رونق عهـد شبابست دگـر بوستان را
می‌رسد مـژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی
خدمت ما برسان سرو گل ریحـان را
و باز فرزندان خورشید در دره‌ها وادی‌ها کوهپایه‌ها و باغ‌های خندان به بشارت عید بهار و خوشحالی جوانه زدن شاخه‌های پر نقش و نگار فاخته‌ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی می‌طلبد و پروانه‌ها را به پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می‌نماید و غزلان دلفرین را که عشاق سرگردان به یاد چشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان می‌پرستند فرا می‌خواند تا سختی‌های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند ـ بهار تان پر از شادی باد 

ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : شنبه 5 اسفند 1396
ای مادر عزیز که جانم فدای تو
 قربان مهربانی و لطف و صفای تو

 هرگز نشد محبت یاران و دوستان
 همپایه ی محبت و مهر و وفای تو

 در سال 1368 خورشیدی در چنین روزهایی مادر مهربان و عزیز تر ازجانم رخ در نقاب خاک کشید و در ایام نوجوانی گرد و غبار یتیمی بر رخسارم نشست و گرمای زندگی از کانون خانواده رخت بر بست. آری جای خالی وی  را هیچ چیزی و هیچ کسی نتوانست پر کند و هرچه زمان می گذرد بیشتر نبود او آزارم می دهد روحش شاد و یادش گرامی باد.


ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 28 آبان 1396
 سالروز شهادت مظلومانه حضرت ثامن الحجج ، علی بن موسی الرضا را به همه پیروان صدیق آن حضرت تسلیت و تعزیت عرض می كنم و از ایزد منان توفیق زیارت مرقد مطهرش را برای همه عزیزان آرزو می كنم .

ارسال توسط اسحاق علی مطهری
مرتبه
تاریخ : جمعه 26 آبان 1396
  هرگز نمی شد باورم آخر که روزی
  دست پدر دیگر نوازشگر نباشد
   در زیر خورشید جهان افروز دنیا 
  دیگر برایم سایه ای بر سر نباشد

 شب گذشته که مصادف بود با رحلت جانگداز نبی مکرم اسلام و شهادت سبط اکبرش امام حسن مجتبی علیه السلام یکباردیگر بیاد مرحوم پدرم افتادم و خاطرات زیادی در پیش چشمانم ریژه رفت و خواب از من گرفت هرچه مقاومت کردم اما نتوانستم جلو گریه ام را بگیرم.  احساس عجیبی داشتم و بشدت احساس تنهایی می کردم هیچ وقت اینگونه غمگین و ناراحت نشده بودم. خدایا پدرم را ببخش و روحش را از من راضی گردان. آمین یارب العالمین.


ارسال توسط اسحاق علی مطهری
(تعداد کل صفحات:9)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ